آذر 93
ثمره عشق ما امیررضا 1سال و 4ماه و 29 روز سن دارد
سلام عزیزم
ببخشید ک ب وبلاگت سر نزدم.
عکس گذاشتن بران سخته وگرنه زود زود میومدم.الانم اومدم تا خبر خوبی رو بدم.
دندون خوشگلای شما در اومدن.
مدتها بود ک تب و بی قراری رو داشتی ولی این دندون نهمیه بلا خودشو نشون نمیداد.تا امروز ک مسواک ب دست داشتم دندوناتو مسواک میزدم دیدم وااای
نهمی نیش بالا سمت راست.
دهمی آسیا بالا سمت چپ.
یازدمهی آسیا پایین سمت راست.
دوازدهمی نیش پایین سمت چپ.
یکی درمیون در اومدن و راحت شدی.
کلمه های بیشتری میگی.
خدا
چیه
الو
سلا ......سلام
بو یو.........برو
صدای حیوانات هم اینا اضافه شد
گاوه میگه...مو
خروسه میگه...قوقل
توتو میگه...جی جی
ببعی و گربه رو هم یاد داشتی
دلبری های جدیدت
میری و لپ اطرافیان رو میگیری و میگی گوگل...یعنی گوگولی
تا یکی عطسه و سرفه کنه تقلید میکنی و تو هم انجام میدی.
یه هفته ای میشه از مشهد اومدیم و با فرزاد جون حسابی بازی کردی و کشتی گرفتن رو خیلی دوس داری.
کلا کارهات پسرونست بدون اینکه بهت یاد بدیم.
دور دور کردنت خطریه
میترسونی همه رو و میگی خخخ
از خودتم دفاع میکنی و میزنی.
میگن امیررضا بوس بده و گونه شون رو میبوسی.و وقتی میخوان بوست کنن و سرتو میاری و ب هیچ عنوان نمیذاری کسی ببوست عشقم
فوق العاده مامانی تر شدی.در حدی ک دسشویی نمتونم برم.
هنوزم مثه قبل عاشق برقی.و همینطور مهندسی کردن.
تا کبریت میبینی میدی تا روشن کنیم و بعدم خودت فوت میکنی.
فوقلعاده حساسی اگه دستت کمی چسبونک باشه بدت میاد و میای جای شیر اب تا بشورم.
خوابت خوب شده و شبا حاموشی میزنم و میگم وقت لالاست.سریع میای بغلن.
هزار ماشالله کاری هستی.تا من جمع و جور میکنم میدوی و کمک میکنی.دیروز داشتم خونه رو تمیز میکردم تا دیدی دارم تمیز میکنم دویدی و دستمال رو از گوشه برداشتی و پلاستک رو از اونور برداشتی و انداختی تو سینک ظرفشویی.
اونجا برات حکم سطل آشغالو داره.تا میگم اینو بنداز اشغالی میری و میدازی اونجا.
ماشالله ب هوشت..
بازیه بندها و مهره ها رو هم انجام میدی.افرین گلم.
از بین اشکال هندسی بند ها و مهره ها.تموم گردی اا رو گذاشته بودی ی طرف و بقیه رو یه طرف گذاشته بود.
خب فعلا بای
خدا حافظت باشه همیشه



آذر 93 


